ما با بهرهگیری از رویکردی تلفیقی، فراتر از نشانههای افسردگی یا اضطراب پیش میرویم و عوامل بنیادین انگیزشی، سیستمیک و شخصیتی را کاوش میکنیم تا به این پرسش پاسخ دهیم که چرا راهحلهایی را که میدانیم، در عمل به کار نمی بندیم.

درخواست کمک روانشناختی حرفهای کار آسانی نیست، بهویژه اگر نخستین بار باشد. همین اندیشه که قرار است با یک غریبه درباره آنچه مایه رنجش، دلسردی یا آزردگیتان میشود سخن بگویید، میتواند خود به خود اضطراب ایجاد کند. با این حال، همگی بر این توافق داریم که اگر دندان درد داشتیم یا دستمان میشکست، بیدرنگ به دندانپزشک یا متخصص ارتوپد مراجعه میکردیم. از نظر روانشناختی، بسیاری از نشانهها (افسردگی، اضطراب و غیره) علامت آن هستند که چیزی در «بدن» روانی یا عاطفی ما درست کار نمیکند و شاید نیاز به مداخله داشته باشد.
یکی از اصلیترین دغدغههای ما به عنوان متخصصان مرکز بینالمللی روانشناسی، درک این موضوع است که شخصیت چگونه رشد میکند، چه چیزهایی به ما انگیزه میدهد تا کسی باشیم که هستیم و چرا رفتارهای خاصی از خود نشان میدهیم. همچنین بررسی میکنیم که چرا برخی افراد بهنظر شادتر میآیند و نسبت به دیگران با شرایط زندگی سازگارترند.
ما به رشد انسان به چشم یک فرآیند تعاملی، تکاملی و سیستمی مینگریم؛ فرآیندی که تحت تأثیر عوامل متعددی قرار دارد: ژنتیکی، خانوادگی، بین فردی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و فناورانه. عواملی که میتوانند به ما در رشد و تکامل یاری رسانند، اما همچنین میتوانند ما را بیثبات کرده و به عدم تعادل بکشانند.
بنابراین رواندرمانی فردی نه تنها به مشکلات کنونی میپردازد، بلکه به شناسایی راهبردهایی برای حل آنها نیز کمک میکند. در واقع، بیشتر مراجعان ما راهبردهای حل مسائل خود را از قبل میدانند؛ پرسش این است که چرا آنها را به کار نمیگیرند و این دقیقاً همان دلیلی است که برای دریافت کمک مراجعه کردهاند. این فرآیند به بررسی عوامل انگیزشی میپردازد و مهمتر از آن، به فرد کمک میکند تا به چشماندازهای تازهای در خصوص زندگی و روابط کلیدی خود دست یابد.
